راديومانيا

سرود سرد
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٦
 

(۱)

برفینه را برای ابر آفریدی و
سبزینه را برای درخت
شادا شیدایی ات خدا!

(۲)

سپیداسپید
بیا و پاروکن
برفهای نیامده را

(۳)

باشد که باشید
تا رنگ ها نمیرند
ای کاجهای کجا!

(۴)

حرف می بارد حرف
از ابرهای زمستان
کلمه می روید باز
در آغاز

(۵)

شال و کلاه می کنیم
و می خندانیم شما را
ما
مترسک های سرما

(۶)

چه گرم کرده اند
تنور سرما را
آدم برفی ها

(۷)

آن اسب سپید
در دشت برفپوش
عقل سرخ ماست

(۸)

بگذار این بار
کلاغها
بر خطوط حامل
تقطیع شوند
...
سرود سرد


 
 
چهارشنبه سوزی
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٦
 

می سوزد دل ما

که هول صدا
سوزانده است
فال حافظ را

و سوزانده است
قصه ها را
قاشق زنی را
فالگوش را

که هول صدا
سوزانده است
آتش را

می سوزد دل ما


 
 
خطّاط منکسر
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٥
 

بباران
بباران تشنگی را
بر این بیابان
که تنم

برگردان
برگردان سرگردانی را
به این شب خون
که نگاهم

بتازان
بتازان آتش را
بر این خیمه ی بی عمود
که منم

تا بشکند این قلم
که در خط کوفی
به زیارت عاشورا می رود


 
 
سرود ستایش ( اسفندِ عاشورا )
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۳
 


                                                         فارغ از چون و چند


اکنون و دیگربار    اسفند


 


بیاید و بگذرد


باشد که بر نشان گام هاش بشکفد


صد لاله      صد ارغوان


 


*   *   *


 


اسفندارمذا !


سنگین وتلخ گام بردار


که نیاشوبد خاکستر خیمه ها


در خواب خردسالان خوف و خطر


 


نیک گوهرا !


همساز با شیون و اشک ما   گام بردار


که شوربختی روز دهم


بیرون از آئین فراموشی ست


 


مژده آور بهارا !


در هزارتوی یادها


شمایل عزا می گردانند :


 


گاهی نگاهی به ماه آب آور


که دست های بریده اش


آتش عطش را وحشی می کند


 


گاهی درنگی بر آهنگ وداع


که داغ آغاز را


بر پیشانی ی شکیبایی ی ناممکن


می نشاند


 


و دمی همدم مادری


که بر گهواره ی خالی


لالایی می خواند


 


.   .   .


 


و پلک بر هم می نهد سال کهنه