راديومانيا

پائیز
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱۸
 

گشوده می شود دری به باغ

و در حریق سبز و سرخ و زرد

چشم من

              شهیدِ سیب می شود


 
 
شعر پاییز
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٠
 

از اولین تارن

-   -   -

شیرهای کوهستان

خیابان های اکتبر را می غرند

نارنجی   نارنجی   اخرایی   ارغوانی   طلایی

درختان

آتش بازیِ موجاموجی اند

از تارهای چنگ   از تاج های گُل   از عطر

هوا

می لرزد

از کوبش سنج هایِ نور

سلطانی دیوانه   دیوانه

در شهر می تازد  وحشیانه

در بادها می پراکند  گوهرهای به غارت رفته را

زبرجد   عقیق   کهربا

زمرد   نارسنگ   یاقوت

هوش باخته اند پرندگان

از بوی ادویه ها   از دودِ چوب

از هر بام

فرشته ای شیپورزن  می پاشد

شُکوه   شُکوه   شُکوه

انار   انبه   نارنگی   خرمالو

بچه ها   بچه ها  به جای می آورند  آداب را

می هراسانند

شهریانِ به هوش آمده را

ο   ο   ο

( خانم اِولین تارن - شاعر آمریکایی - سال هاست که مجله شعر اپوس ، از فعالان سازمان های صلح است.)


 
 
* * *
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۳
 

« باید که زنده باشد

یک لحظه صبر کن ! »

 

. . . خورشید

لهجه ی گنجشک را

در لا به لای برگ های انجیر

تصحیح می کند :

 

« یک لحظه صبر کن

شاید که زنده باشد . . . »