راديومانيا

empersion 85-1
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۳٠
 

( برداشتی از یک  tanka نوشته ی واتا لمبرت )

چه بی قرارست چه تابناک

یاس ِ زرد

به گاه ِ فروردین ِ نا گاه

 

پ .ن .

forsythia

so eager and bright

in early March

quietly slipped away

will you

Watha Lambert

 

 


 
 
محمد الماغوط
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢۱
 

محمد الماغوط

در قهوه خانه ی دمشق

مرگ

در جستجوی شاعر

دق کرد . . .

تشییع جنازه ی محمد الماغوط

پ . ن :

موسی بیدج - که ترجمه ی تأثیرگذارش از کتاب شادی ، حرفه ی من نیستِ الماغوط تنها دریچه ی آشنایی ما با این شاعر بزرگ بوده است - می گوید :

خواهرزاده ی الماغوط که پزشک او نیز بوده ، پیکر بی جان این شاعر را در حالی پیدا کرده که در یک دستش ، سیگاری روشن ، و در دست دیگرش گوشی تلفن بود.نواری در ضبط صوت ، سوره ی یوسف (ع) را پخش می کرد . . .

از بیدج پرسیدم که آیا این تصویر یک مُرده است ؟

بیدج داشت شعر دیگری از الماغوط را ترجمه می کرد . . .

الماغوط جالساً (الى الیمین) فی احدى جلسات <<شعر>> والى جانبه یوسف الخال، ادونیس، أنسی الحاج، ادفیک شیبوب وجمیل جب


 
 
ثبت احوال
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٥
 

( به سید حسن حسینی )

 

نه با عشوه

نه با رشوه

این پرونده خلاصی ندارد

 

و در دفتر گزارش کار نوشت

« این ارباب رجوع هم

شعری که می خواستم نشد »

 

خلاصه را

الصاق کرد به حوصله ای لبریز

 

بعد

آهی کشید که

حوّل حالنا


 
 
زیر بارش شراب اربعین
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱
 

ای تو/ که این دوستت دارم را می خوانی/درمستی ِ بادهای شبِ سال نو/شعله ی آرزوهایم را/که از روزهای دلخواهِ تو حکایت دارد/به آتشدانِ امید رسانده ام

 

خجسته باد نگاهِ تو

 

fire flowers