راديومانيا

دیدن و شنیدن
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٥
 

من این سوی خط ،خیره به BRINGING OUT THE DEAD ؛ احمد میراحسان آن سوی خط - در لاهیجان - چشم دوخته به همین فیلم (تلویزیون من mute بود ولی صدای فیلم را می توانستم از لاهیجان بشنوم ) و درباره ی سید حسن حسینی گفت و گو می کردیم .میراحسان قرار است که این هفته در باره ی شعر سید در تهران سخنرانی کند . می خواست برایش از زندگی و سلوک آقای حسینی بگویم . حواسم به فیلم بود . به ذهنم رسید که اگر سازندگان سینما ۱  در همان ابتدای برنامه می گفتند که نیکلاس کیج و پاتریشیا آرکت هنگام بازی در این فیلم فی الواقع زن و شوهر بودند شاید می شد که تصاویر بیشتری از فیلم را ببینیم . . اما در همان حال داشتم به میراحسان می گفتم  که لحن تلخ سید در کتاب آخرش فقط به مسائل سیاسی و اجتماعی مربوط نیست . میراحسان هم از زاویه دید در شعر سید می گفت و من در میان مکث های زیاد او از زاویه های عجیب دوربین اسکورسیزی در تعقیب آمبولانس شگفت زده بودم . . .

گفت و گو می کردیم ؟

فیلم می دیدیم ؟

صبح که از خواب بیدار شدم سردرد داشتم . . .


 
 
پرتره ی محمود سنجری
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۸
 

( به بهانه ی انتشار مجموعه ی عقربه های برنزی )

چشم اگر باز کنی حیرت دریایت بس

که تو را غرق در آیینه ی ادراک آورد

 ο  ο  ο

این کتاب را انجمن شاعران ایران پس از ۳ سال تأخیر منتشر کرده است . محمود می گوید که شعرهای این کتاب - در هنگام تحویل به ناشر- سابقه ای هفت هشت ساله از زمان سرایش داشته اند . من می گویم که ذهن و زبان محمود ، تاریخمند نیست . . . 


 
 
بلاغ
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۱
 

نور با رنگ چه می کند ؟

 

 

 

بالاتر از سیاهی

مبعوث شده ام

سطرها سیاه کنم با نور

 

 

 

سطر سطر می رسم به رستگاری جهان

 

 

 

پس بیدار شوید

ای رنگ های پاییز !

به نوشیدن نور

به نو شدن رستاخیز