راديومانيا

یلدای سیب
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢٩
 

بی وقت

که سیبِ سرخ

کسوف کرد در متن

فرستادم اسم ها را چراغ بیاورند

و فعل ها را

                با طشت های مسی

                                               بر بام

که بی وسوسه

بهشت

          جای ماندن نیست . . .  


 
 
خیابان هنر شهر تهران
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢۱
 

هفته هاست که دوشنبه شب ها برایم معنادار شده. از صبح سه شنبه منتظرم که دوشنبه برسد و پس از نشستن و شعر خواندن و از شعر گفتن، راه بیفتیم و در خیابان هنر شهر تهران قدم بزنیم. اگر هوا سرد باشد و ضیاء ترابی یا صابر امامی ماشین آورده باشند و قدم نزنیم، تا صبح به نمایشگاه خیابانی جمشید بایرامی که در خیابان هنر شهر تهران - یعنی دیوار نرده ای ضلع جنوبی دانشگاه تهران (دو سوی ورودی اصلی دانشگاه)  که ابتدا و انتهایش با چیزی شبیه دروازه حد گذاری شده - برپاست فکر می کنم. هفته هاست که به خاطر همین پیاده رو و همین پیاده روی، همه ی پیاده رو های تهران برایم احترام انگیزند.

حالا می توان آن دعوت مهوّع به شرکت در یک چشم چرانی ملی را فراموش کرد. صداهایی که CDهای «فساد در پشت پرده ی سینمای ایران» را تبلیغ می کنند، روزهای ما را تیره کرده اند، آلوده اند. نشریات زرد - اجازه می دهید که آن ها را گدایان مطبوعاتی بخوانم؟ - پیشخوان روزنامه- فروشی ها را اشغال کرده اند و از آلودگی صدای همان تبلیغ ارتزاق می کنند. نباید در جمع ها وارد شد چون ممکن است در بحث تحلیلی-انتقادی پورنوگرافی مدنی! شریک شوی..

ناگزیر است که به شب پناه برده ام که صداها می میرند، روزنامه فروشی ها تعطیلند و مردم به خانه هایشان برگشته اند.

شب. دوشنبه شب. خیابان هنر شهر تهران. نمایشگاه خیابانی عکس های جمشید بایرامی. این عکس ها :

 


 
 
شعرهایی از هدی ابلان
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٢
 

تقسیم

تو آنجایی ، خانه ای می سازی

من اینجا ، خاطره ای را می سوزم

خانه ی تو  که گشوده خواهد بود بر همه

و خاطره ی من که بر تو گشوده شد

 

اعتراف

گاهی ، شبانگاهی ، می شکنم و می گریم

آن گاه بیزار می شوم از اشک هایم

که جهان را روشن کرده است

و من را خاموش

 

دکتر هدی ابلان در ۱۹۷۱ در شهر اِب ( یمن ) به دنیا آمده است . خانم ابلان فارغ التحصیل علوم سیاسی از دانشگاه صنعاست(۱۹۹۳). او از معدود زنانی است که در کشور یمن فعالیت پارلمانی دارد . خانم ابلان تاکنون سه مجموعه ی شعر منتشر ودر جشنواره های مختلف شعرخوانی کرده است .شعر های او به زبان های آلمانی و انگلیسی ترجمه شده است . شعرهای تقسیم و اعتراف از کتاب محاوله لتذکر ما حدث ( انتشاران اندیات الفتیات ، الدار المصریه ، قاهره ، ۱۹۹۸ ) انتخاب شده .


 
 
Robert Altman
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۳
 

سرانجام سرطان بر رابرت آلتمن چیره شد و فیلمساز بزرگ و مستقلی که در دل نظام استودیویی و main stream ، همیشه کار خودش را می کرد درگذشت . خودش گفته بود :

در هالیوود ، این بازار بزرگ مکاره ، کفش می فروشند و من دست کش می بافم !

فیلم هایی که از او دیده ام یعنی M*A*S*H ، نشویل ، مک براید و خانم میلر ،خداحافظی طولانی ، ۳ زن ، پاپای ، بازیگر ، برش های کوتاه ، لباس حاضری ، کانزاس سیتی ، دکتر تی و زنان ، گسفورد پارک و ، کامپنی هرکدام خاطره ای فراموش نشدنی و هیجان انگیز بوده اند . با این فیلم ها ، می توانم از سینمای آلتمن حرف بزنم و بگویم سینمای آلتمن با ادبیات امروز آمریکا قرابتی مثال زدنی دارد . اگر هنوز برنامه ی سینمایی ام را در رادیو داشتم برای او سنگ تمام می گذاشتم اما حالا به همین چند خط قناعت می کنم و به این دو عکس از آخرین فیلمی که از او دیده ام یعنی کامپنی :