راديومانيا

آواهای ایرانی حسین
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۸
 

سیاهی های میان شقایق ها

درخشانند

چونان اندوهی پایدار

حسین!

حسین!

آواهای ایرانی این حروف

درخشانند

چونان سیاهی های میان شقایق ها

حسین!

حسین!

                          م.مؤید - لاهیجان ۷/۸/۸۵

پ.ن.

این شعر، پشت آخرین کتاب آقای مؤید (که نشر فرهنگ ایلیا آن را با نام «پروانه ی بی خویشی من» چاپ کرده، آمده است.


 
 
آب شدن
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٢
 

 یکی دو روز است که این سطرها را از خانم گریس اینگلدبی در کتاب «Oxford Poets 2007: An Anthology» دیده ام و در خیابان های شهری برفی که در اندوه گساری آن تشنگان که جز زیبایی ندیدند، سیاه پوش است زمزمه کرده ام:

برف می آغازد چونان که عشق

دو دل که ادامه دهد یا نه ..

به نرمی از او بگو

بگو که آب می شود چون شکر سپید بر زبان ..


 
 
بدرود بابا عاملی ...
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٦
 

چند دقیقه ای ست که خبر درگذشت یک رادیومانیای قدیمی، حمید عاملی را شنیده ام که شنوندگان رادیو، قصه گویی اش را به یاد خواهند داشت و من همکاری ام را با او در برنامه ی تهران در شب فراموش نمی کنم...

خدایت رحمت کند بابا عاملی ...

-----------------------------------------------------------------

پ.ن.

ایسنا: پیر قصه گوی ایران به قصه ها پیوست...

ایرنا: به یاد بابا عاملی

مهر: گزارش تصویری آذین زنجانی و رئوف محسنی 


 
 
شهریارا! تو بمان..
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٤
 

«شهریار» کمال تبریزی را جمعه ها از کانال ۲ تلویزیون می بینم و بیش از این که به مرحوم شهریار فکر کنم، به قابلیت های کمال تبریزی توجه می کنم. تبریزی توانسته است با انتخاب های خوبش (casting) و واقع نمایی اش در زمان و مکان، ما را به حس مطلوبی از تماشای یک فیلم تاریخی برساند. از آقای تبریزی همین را می توان انتطار داشت. «شهریار» در این سریال یک شاعر است و بس. قرار نیست که قهرمانی هالیوودی باشد که همه ی گره های «روایتی تاریخی» را باز کند. او یک شاعر است که فیلمنامه نویس و کارگردان، او را یک هنرمند حساس ( و گاهی احساساتی) دیده اند که شاهدی تاثیر پذیر از وقایع پیرامونی است. او بیش از هر چیز به تغزل پایبند است حتی اگر دوستش در طرفداری از شیخ محمد خیابانی کشته شود. پایان بندی شکل گرایانه (formic) در هر قسمت این سریال - که با خواندن شعری از این شاعر در میزانسنی مستقل ایجاد می شود - توجه کمال تبریزی را به هنرمند بودن شخصیت اصلی اثرش (و نه قهرمان بودن او ) می رساند . از سوی دیگر، توجه کارگردان به نقاشی واقع گرای ایرانی ( کمال الملک و شاگردانش ) در قاب بندی هایش، مؤید ادعای من در حضور تماشاگرانه ی هنرمند در وقایع اجتماعی - به زعم کمال تبریزی- است.

 

...

اما پخش این سریال، در موقعیت فعلی، کنایه آمیز است. اجرای دوزبانه ی گفت و گوها (ترکی - فارسی) در کنایه ای که می گویم، معنا دهنده است. موقعیت فعلی، موقعیتی است که شاعرانی چون مولوی را دیگران «ناایرانی» خوانده اند و شاعری چون شهریار که دوزبانه بودن گفت و گوهای سریالش، اعتراض هموطنان آذری زبان ما را برانگیخته است (و استنادِ فخرآمیزشان به حیدربابای این شاعر است که در تیتراژ فیلم آقای تبریزی خوانده می شود ) به پیشنهاد سیاستمداران، محمل انتخاب روز شعر ایران است...