راديومانيا

چنین گفت دوریس لسینگ:
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٦
 

بعضی به شهرت دست می یابند در حالی که دیگران استحقاقش را دارند.

*

فقط با نوشتن، نویسنده ی بهتری خواهی شد.

*

من چندان چیزی از «برنامه های نویسندگی خلاق» نمی دانم، اما می دانم که اگر دو چیز را آموزش ندهند راستش را نمی گویند: اول این که نوشتن یک «کار» سخت است، و دوم این که یک نویسنده مجبور است که از زندگی اش - زندگی شخصی اش - برای نویسندگی مایه بگذارد.

*

با یک کتابخانه می توانی فارغ از محدودیت های جریان های موقت سیاسی، به آزادی برسی. این یکی  از دموکراتیک ترین موقعیت هاست زیرا هیچ کس، مطلقاْ هیچ کس، نمی تواند به تو بگوید که چه بخوان، کِی بخوان و چگونه بخوان.


 
 
در خدمت و خيانت تلويزيون
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱۸
 

شب های این ماهِ رو به افول را تلویزیون با چهار سریال - به اصطلاح - مناسبتی اشغال کرده است. این سریال ها کیفیتی یکسان ندارند و از منظر ژانر هم با یکدیگر متفاوتند اما در دو نکته با هم مشترکند: یکی این که التزام به «۳۰ قسمتی بودن» از سویی، و شتاب در رساندن سر وقت از دیگر سو، به تقلیل ارزش های هنری آن ها انجامیده است. نکته ی دیگر دامن زدن به سوء تفاهمی است که از نام «فیلم دینی» بهره می جوید. 

بحث در جعل نام «فیلم دینی» نیست. می توان این نام را چون غلطی مصطلح پذیرفت اما باید این پذیرش توجیهی هنری - دینی داشته باشد. سریال های مناسبتی ای که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می شود، عموماْ برای مناسبت های دینی تهیه می شوند و در نتیجه باید آن ها را ذیل ترکیب «فیلم دینی» قرار داد. اما آیا این سریال ها وافی چنین مقصودی هستند؟ سریال های امسال نمونه ی خوبی برای پاسخ منفی به این پرسشند:

سریال «یک وجب خاک» یک لودگی کشدار در مذمت پول دار شدن است که هر زمان دیگری هم می توانست پخش شود. سریال «شکرانه» یک فیلم تبلیغاتی برای صنعت توریسم تاجیکستان است که ربطی به دین ندارد. سریال قابل اعتنای «میوه ی ممنوعه» ( از بازی ها و گفت و گو های این فیلم باید در جای خودش ستایش کرد) بیشترین ضربه را از همین مناسبتی بودنش خورده است. این فیلم اگر در زمانی مناسبتر و در قالبی موجز ( مثلاْ در ۱۳ قسمت) ارائه می شد می توانست یکی از آثار ماندگار تلویزیونی ایران باشد. سریال «اغما»، امّا، یک نقض غرض است. فیلمی که با استفاده از قابلیت های ژانر وحشت، یکی از تاثیرگذارترین فیلم های تلویزیونی این سال هاست؛ عملاْ در ماه مهمانی خدا ما را سر سفره ی شیطان نشانده است. جسارت مثال زدنی این فیلم که تا بیش از ۲۵ قسمت، شیطان را فعال ما یشاء نشان می دهد ( و برای این رهیافت باید به کارشناس مذهبی این فیلم - که قصد سازندگان این مجموعه را شیطان شناسی اعلام کرده - تبریک گفت!) و حتی از لحاظ تکنیکی، با ارائه ی یک حرکت ترکیبی و خاص دوربین ( لنز و فست مو شن ) به نمای نقطه نظر شیطان رسیده است، جسارتی غیرمنتظره در هنرهای تصویری جمهوری اسلامی است. اگر اغما مصداقی برای فیلم دینی باشد بحث در باره ی فیلم دینی بسیار شورانگیز!! خواهد بود. 

خلاصه این که ماجرای سریال های مناسبتی تلویزیون، ماجرای سرنا زدن از دهانه ی گشاد آن است.


 
 
رستگاری نوزدهمین روز
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٩
 

این مفرده ی قربان ولیی معنای تازه ی این روزهاست:

در سجده ام و قافِ قیام ست وجودم

از بوسه ی تیغ تو بلندست سر من