راديومانيا

چند شعر از ریچارد براتیگان
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٢
 

 جایی در جهان، مردی با درد فریاد می کشد

جایی در جهان

زنی

زیر درخت سبزی زیبا

نشسته نخود سبز پوست می کند

و فقط به چیزهای زیبا فکر می کند

به آبشارها یا رنگین کمان ها یا نخودهای سبز.

 ته سیگار 

یک ته سیگار، چیز قشنگی نیست.

مثل درخت های سر به فلک کشیده نیست،

مثل علفزار سبز یا گل های جنگلی.

مثل یک آهوبره ی نجیب نیست،

مثل یک پرنده ی آوازه خوان یا یک خرگوش چالاک.

اما حالا هیچ یک از این ها نیستند

و به جای جنگل

دنیایی سیاه مانده

از درخت های نیمسوز و لاشه های گندیده-

بقایای یک جنگل سوزی دیگر.

یک ته سیگار، چیز قشنگی نیست.

 ماهتاب بر گورستان 

مهتاب

بر صدهزار مایل آوارگی می کند

تا بیفتد بر یک گورستان. 

صد گورنوشته را می خواند

و آن گاه

در لانه ی جوجه های جغد

می خندد.

 زوال ناپذیرها 

گرده ی شبنم

پوشه ی سایه های گل.

 سپیده دم

و بشارت های بارآورش.

 دریا

رقصان

به آهنگ ماه.

 شامگاهانی فراوان

 پیرزنی

می نشیند بر صندلی ِ گهواره ای

در ایوان ِ کلبه ای قدیمی.

ستاره ها را تماشا می کند

که فانوس هاشان را

در آسمان ِ پاکِ شامگاهی

فراز ِ صنوبران ِ تپه

می افروزند.

پیرزن

به یاد دارد

شامگاهانی فراوان را.

 نخستین ستاره در رودخانه ی شفق

 رودخانه ی شفق

جاری شد بر تپه ها

و پوشاند دره را با آب زلال خنکش.

کنار برادر کوچکم نشستم در ایوان

و برایش قصه ی گلی را گفتم

که عاشق یک ستاره شد.

قصه را که تمام کردم،

برادرکم به نخستین ستاره در رودخانه ی شفق

اشاره کرد

و گفت:

"این همون ستاره س؟ "

 نفس پروانه 

ماه سایه ای می تاباند بر فراز شب.

سایه ای

به خاموشی زایش یک سرخگل.

سایه ای

به نرمای نفس یک پروانه.


 
 
در ستایش از کیشوتیسم (4)
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱۳
 

یادکردِ امسالم از سید حسن حسینی، بیتی است از غزل «پایان نامه» اش:


بخوان! قصه ی آسیاب ست و باد

و ما نیزه داران که می تاختیم...

 

دون کبشوت


 
 
... برای عرض تبریک...
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱
 

با نستعلیق چلچله

بر رفتار ابر و باد

شکفته ام

لبالب از دوستت دارم