راديومانيا

به استقبال سال نو
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩
 

شعر تازه ای از ضیاءالدین ترابی


شاعرها نیز مثل بقیه ی آدم ها زندگی می کنند

سال یک بار خانه تکانی می کنند.

پیش از هر چیز اما

شعرهایشان را می تکانند

و واژه ها یکی یکی جدا می شوند

از شعرها و

می ریزند زمین.

شاعرها مجبورند بنشینند

آن ها را بردارند و

دوباره بچینند کنار هم

تا شعرهای تازه ای بسازند

برای سال تازه ای که در راه است. 

 


 
 
درخت ها
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٧
 

...

من از تو می سرایم و بی تاب می شود

خون بهار در شریان درخت ها

...

چندان که آهوان خیالی غریب و دور

ناگاه می دوند میان درخت ها

محمود سنجری (سینا)

 


 
 
شعر خوش مزه
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۱
 

نان باشد

نان دارم

شراب باشد

شراب

بی نان و شراب

زنده می مانم

 

در آفتاب

یا مهتاب

اگر نتابند

زنده می مانم

 

در برف

یا در باران

اگر نبارند

زنده می مانم

تشنه

گرسنه

دردناک

Like a Poem

 پ.ن.

این شعر را سال ها پیش در یک مجله ی دانشگاهی انگلیسی زبان دیدم که به زبان های مختلف ترجمه شده بود. من از ترجمه ی انگلیسی «جان پائوکر» به فارسی برگردانده ام.