راديومانيا

ورمونت: شعری از گونتر گراس
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢۳
 

مثلاً سبز/ سبزی در تضاد باسبز

تپه را بالا می خزد سبز و بازاری برای خودش دست و پا می کند

به آواز می رسند این جا/ خانه هایی که سفید شده اند

 

آن که فکر می کند این بالا سبز تازه ای کشف می کند،

مثلاً در اقساطی تا ابد،

هرگز خودش را تکرار نخواهد کرد

 

ابزارها در این جا و آن جا افتاده اند/ همه را سبزی گرفته

گرچه وقتی آهن/ آهن می شد

قرمزترین جزء اش زنگار بوده/ حالا براده اش را می فروشند

 

راهمان را آتش زدیم میان درخت ها

اما سبز تازه/ به زودی زود/ روییده بود

زودتر و سبزتر از مثلاً قرمز

 

وقتی همین سبز نابود شود/ مثلاً پاییز: درخت ها

گیسو می آرایند و مهاجرت می کنند

 

باری در ورمونت بودم/ آن جا سبز است


 
 
تهران/ ایران/ ایرانی:
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٠
 


 
 
شعر دینی؛ به مثابه ی اراده ی معطوف به عاطفه
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٦
 

برنامه ساز رادیویی از من پرسید که چرا اغلب شعرهایی که مرتبط با حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیها است رویکردی عاطفی دارد. پاسخ من در قید معروفِ رادیویی – تلویزیونی، یعنی ضیق وقت!، اشاره ای است به «آگاهی خبری» انسان متدین از یک شخصیتِ مقدس. این آگاهی که مبتنی است بر روایات تاریخی، به ناچار سویه ای عاطفی می یابد. طبیعی است که «آگاهی تحلیلی» انسان دین دار به کنش فلسفی او نزدیکتر است تا رفتار هنری اش.
«ضیق وقت» به برنامه ساز رادیویی اجازه نمی دهد که از «شعر فاطمی» فراتر رود و به گفتمان شعر دینی وارد شود و بپرسد که آیا «آگاهی تحلیلی» را راهی به سرچشمه ی خلاقیت هنری نیست و پاسخ من را بشنود که تحقیقاً اثر هنری می تواند (و بعضی می گویند که بهتر است) «آگاهی تحلیلی» را نقطه ی عزیمت شکل گیری خود بگیرد. در چنین حالتی اثر هنری نقشی راهبردی در جامعه ی انسانی بازی خواهد کرد. آثار هنری ای که اندیشمندان تاثیرگذار را در طول تاریخ بشری به خود مشغول داشته اند به سنگ نشانه های تطور تاریخی انسان تبدیل شده اند. رد آثار هنری ای چون ایلیاد و ادیسه، اپراهای واگنر و شعر هولدرلین در تبیین اندیشه ی فلسفی غرب به غنای این ادعا یاری چشمگیری می رساند. اما از آن جا که مخاطب اثر هنری یکی از سه ضلع مثلث هنر است که دو ضلع دیگر را هنرمند و اثر هنری می سازند؛ رویکرد مخاطب گرا، رویکردی مهم در پیدایی آثار هنری محسوب می شود. این رویکرد که آرزوی هنرمند را در ارائه و توزیع هرچه گسترده تر در اجتماع انسان ها و به تبع آن دریافت بازخوردهای هرچه بیشتر محصول ذوق خویش در خود پنهان دارد، او را به بهره گیری از «آگاهی خبری» جامعه ی انسانی که متوجه به زبان مشترک عواطف انسانی است هدایت می کند. کنش فلسفی نیاز به توضیح، تفسیر و ترجمه دارد اما بیان عاطفی، بی واسطه ترین ابزار تفاهم بشری است. به نظر می رسد که شعر دینی چون ماهیتاً مبتنی بر باورهای آدمی است باید از «آگاهی تحلیلی» او به وجود آید اما در عمل آن چه را که با نام شعر دینی می شناسیم شعری است به شدت عاطفی. علت این امر را باید در هماهنگ شدن فضاهای دین و هنر دانست.
 دین را «تجربه ی امر قدسی انسان» تعریف کرده اند و با عباراتی متقارن، هنر نیز «تجربه ی امر زیبا» خواهد بود. دین، محرک رفتار اخلاقی انسان؛ و هنر، برانگیزاننده ی رفتار عاطفی او است. در تعبیر «هنر دینی»، هنرمند، همزمان تجربه ی امور زیبا و قدسی را در اثر هنری تعبیه و به مخاطب منتقل می کند. چنین است که ادعای «اراده ی معطوف به عاطفه» در تولید اثر هنری (در این جا، شعر) دینی، ادعای ناموجهی نخواهد بود. 
برنامه ساز رادیویی روی شعر فاطمی متمرکز می ماند و حوصله ی «ضیق وقت» را اشباع شده می خواند و پای شعر دینی را از بحث کوتاه می کند و می پرسد که تا کنون از «آگاهی تحلیلی» در شعر فاطمی چه بهره ای گرفته شده؟ می گویم که همان بهره ای که شعر دینی گرفته است. (یعنی شعر فاطمی در نسبت جزء به کل با شعر دینی، از آن چه بر شعر دینی رفته است و می رود گریزی ندارد.) قانع نمی شود. توضیح می دهم که شعر فاطمی، همگون شعر علوی و رضوی، از تعابیر برساخته این سال ها در فضای دینی جامعه ی ایران است که گونه ای از شعر دینی را شامل می شود که با توجه به شخصیت قدیسان شکل می گیرد. این گونه از شعر دینی در ادبیات جهان، مسبوق به سابقه ای تاریخی است. از اشعاری که با موضوعیت خدایان اسطوره ای دنیای باستان (از تمدن های خاموش گرفته تا یونان و روم) سروده شده بگذریم از ادبیات فربه مسیحی (قرون وسطی و بعد) و ادبیات اسلامی نمی توان گذشت. این شعر از روایاتی که به سیره ی عملی قدیسان می پردازد پیکربندی می شود. ناگفته پیداست که اگرچه «روایت»، ذاتی «خبری» دارد ولی منتج به پیامدی «تحلیلی» نیز خواهد شد. پس می توان امیدوارانه اظهار داشت که اراده ی معطوف به عاطفه ی شاعرانی که شعر فاطمی نوشته اند منجر به «آگاهی تحلیلی» مخاطبان خویش شود. در حقیقت، شعر فاطمی که از «آگاهی خبری» بهره می گیرد به «آگاهی تحلیلی» بهره می رساند.
برنامه ساز رادیویی ضبط را خاموش می کند و در پرسشی خارج از برنامه می خواهد نظرم را در باره ی شعریت این گونه از شعرها بگویم. می گویم: کتابی را آقای داریوش آشوری ترجمه کرده است که از شاعرانگی تجربه ی دینی سخن می گوید. از شاعرانگی به شعر رسیدن، راهی کوتاه و هموار است که پیمودنش با پای ایمان به اقلیم شعر دینی می رسد. حافظه ی ادبی ما سرشار از لذت هایی است که از شعر دینی چشیده ایم.

پ.ن.

این مقاله در روزنامه ی همشهری امروز (ششم خرداد ماه) منتشر شده است.


 
 
بر برگ گل نوشته اند:
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳
 

 

ابلهانه می آید آوریل

پُرگو و گل ریزان

(ادنا سنت وینسنت میلی؛ از شعر«بهار»)

 

Submitted by Alison A. from Wilmington, DE