راديومانيا

هایکوی موسیقی
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٠
 

ترجمه ی این چند هایکو برای سینا سنجری که صفحه اش، «نفحات کهن» را بازگشایی کرد...

سکوتِ آبی

نت ها می رقصند

با ضرباهنگ والس

♫♫♫

ضرباهنگ جاز-

بر سر شهر

کوبه های شابلوط

♫♫♫

ریشه ها-

غمآوازهای مادرانه

به انتظار من در آستانه

♫♫♫

شب های موزارت-

رود به خواب می رود

با عشقی که در هواست

 

                                   هایکوها از «لیلیا راچیوا»

(برگردان از ترجمه ی «رادوسوت الکساندرف» از بلغاری به انگلیسی)

music haiku


 
 
صدایی از گروه همسرایان
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۸
 

پاره ای از شعر الکساندر بلوک

به ترجمه ی سید حسن حسینی

 

...

چه بسیار من و شما می گرییم

بر زندگی مصیبت بار خویش

اما ای دوستان من، کاش ما

سرما و تیرگی روزهای آینده را می دانستیم

...

...

تو ای کودک من، چشم به راه بهار داری

اما هیچ چیز از بهار، چشم های ما را زنده نخواهد کرد

و تو آسمان را صدا می کنی تا آفتاب برآید

اما هرگز آفتابی در آسمان ظاهر نخواهد شد

تو می گریی اما اشک هایت بسان سنگ

فرو می ریزند و می میرند

از زندگانی خویش لذت ببرید

اگر چه بی حرکت تر از آب و کوتاه تر از علف است

آه کاش ما

سرما و تیرگی روزهای آینده را می دانستیم ...

 

                                                          از کتاب «شعر و آینه» 

 


 
 
کبیسه
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳
 

فریباست آخرین روز سال

 

کودک می شویم

با قد کشیدن سبزه ها

با ظهور ماهی قرمز در تنگ

با نقاشی تخم مرغ ها

(کاش پرستویی می کشیدیم

  قاصدکی کاش)

 

فریبی زیباست آخرین روز سال

در سایه ی هراسه ی زمستان

 

 

پ.ن.

حافظ گفته است:

بهار عمر خواه ای دل! وگرنه این چمن هر سال

چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

عمری بهاری برایت آرزو می کنم