راديومانيا

در بیروت اتفاق افتاد
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٦
 

با بیژن ارژن در باره ی شعرش حرف می زدیم. گفتم از رباعی تصویری رسیده ای به رباعی زبانی. حرفم را گوش کرد. نه تصدیق، نه انکار. یک ساعت بعد، آمد سراغم که «فلانی! دو دقیقه نیست که این رباعی را کار کردم:

پاییز.. غروب.. سرخی روشن تو

نیزار شکسته ای ست پیراهن تو

 

کِی این گاو فراری از قربانگاه

افتاده میان باتلاق تن تو؟

 

ببین به دردت می خورد؟!»