راديومانيا

نهان مکن!
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢۱
 

آلبوم ناموفق نهان مکن هم سبب نمی شود که نگویم علیرضا عصار صدای شایسته ی هویت ایرانی است. صدای عصار لحنی حماسی دارد که قابلیت های تغزلی اش را نیز به اثبات رسانده است. با شنیدن این صدا، بیشتر به این ادعا باور می کنم که شناسنامه ی ما را شاهنامه ی فردوسی و غزلیات دیوان کبیر معرفی می کنند. شاعر گفته است که حماسه چون به غزل ختم می شود زیباست. درست گفته است و ما زیبا هستیم.

صدای اندوه زده ی علیرضا عصار وقتی غزل های مولانا را می خواند آیینه ای می شود که در برابر انسان ایرانی قرار می گیرد. سهراب و سیاوش با عرفان کنشمند حضرت مولوی در آواها احضار می شوند. . و ما زیبا هستیم.

*

اما چشم اسفندیار عصار ناآشنایی او با زیبایی شناسی شعر فارسی است. انتخاب های او از شعرهای اصیل فارسی بی تردید نتیجه ای رضایت بخش دارد و صدای او با شیوه ی خواندنش که از میراث فرهاد و فریدون فروغی سیراب است گویی برای این شعرها آفریده شده. ولی هرگاه از شعرها (ترانه ها؟)ی ترانه سرایان امروز استفاده می کند ندرتاْ کار ماندگاری به وجود می آید. دلیلش را باید در ضعف و سستی این شعرها جست. در همین آلبوم آخر، به دو ترانه ی بن بست و هویت گوش کنید: به نظر می رسد سراینده ی این ترانه ها تعمداْ به تخریب آبروی عصار کمر همت را بسته است! این دو ترانه ی بد، یکی از بهترین آثار عصار را، یعنی ترانه ی چشمه ی خورشید را که از موفق ترین اجراهای شعر امروز ایران با شعری از احمد شاملوست در محاق نادیده گرفته شدن انداخته است.

حیف نیست؟