راديومانيا

جشنواره ی هشتم رادیو به یادم آورد ...
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢۳
 

راستش را بخواهید وقتی دوست قدیمی ام، مهندس بهنام احمدپور، پیشنهاد کرد که کاری را برای رادیو کرج به سرانجام برسانم ماندم که چه جوابی بدهم. دوری راهم تا رادیو کرج بهترین بهانه برای طفره رفتن بود اما لذت کار کردن با او که یک «کار بلد» حرفه ای است و همکاری با او که فرصت آموختن و تجربه را فراهم می کند مانع از نپذیرفتن شد. من خاطرات خوبی از کار کردن در گروهی که او مدیرش بود (در رادیو تهران) دارم و ...

بار اول که رفتم غافلگیر شدم. او عملاْ با دست بسته مشغول کار بود. با فقر منابع انسانی و تجهیزات فنی چه می توان کرد؟ پاسخ احمدپور قانع کننده بود : باید ایده داشت و ایده های او کارا بود. نتیجه اش را در هفتمین جشنواره ی رادیو دیدم.

همان بار اول، با یکی از برنامه سازانش آشنا شدم، آقای زرندی. یک عاشق صادق کرج و فرهنگش. همه ی روستانشینان اطراف کرج او را می شناسند. آقای زرندی برنامه ای داشت(و دارد) به اسم « نقلک ». در این برنامه، او به  روستاهای این حوالی رفته و قصه های محلی را با صدای اهالی محل ضبط و پخش کرده است. مجموعه ی « نقلک » گنجینه ای است گرانقدر. آقای احمدپور پیشنهاد کرد که این مجموعه را روی کاغذ پیاده و ویرایش کنم تا کتاب شود. هیجان زده شدم. اگر بشود چه توفیقی خواهد بود... اما نشد. حجم گرفتاری هایم در تهران راه نفسم را بسته بود و ...

+

پارسال، دوباره آقای احمدپور برای کاری دیگر دعوتم کرد که این بار می توانستم از برکت این همکاری بیشتر او را ببینم. از او پرسیدم که ماجرای « نقلک » به کجا رسید، گفت که محمدرضا بایرامی داستان نویس کار را جلو برده است. گفتم: خوش به حالش!

+

و کشتی به راهش ادامه می دهد ...