راديومانيا

و خاک . . .
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۳
 

گفت چه کسی از تاریکی می ترسد

( خمیازه ی خرزهره ها )

 

گفت چه کسی

( چشم هایش

  میشی هرزه

  در رمه ی قوچ های اخته )

 

گفت

لال مرده بود فانوس در دستش

و خاک

جنازه ی تازه نمی خواست

------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن.

راستش می خوستم از کیشوتیسم ستایشی دوباره کنم به شکرانه ی حضور در شکرانه ی حضور « م.موید » در رشت. اما خبر درگذشت شاعری که می پنداشتم مرده باشد حالم را بد کرد.

نازک الملائکه، شاعر عراقی ( که م.موید با نیما یوشیج مقایسه اش کرد ) در پی رنج های بیماری ، در بیمارستانی در قاهره « تمام کرد».

می پرسم : خانم شاعر!

چرا مرگ را تکرار می کنی؟

می گویم: خانم شاعر!

من شما را با شعر « اغنیة حب للکلمات » تان احضار می کنم:

عُمرُنا نحن نذرناهُ صلاة

فلمن سوف نُصلّیها ... لغیر الکلمات؟