راديومانيا

ترجمه ی شعری از سینا سنجری
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٢
 

 LOGOS


Now I Know
What says the sea
.   .   .
Drawing aside the world
I did see a seashell
on seashore
Singing the secrets of the beginningless time
 
صدف
 
 اصل شعر:


LOGOS


اکنون می دانم
چه می گوید
دریا
.   .   .
کناره جسته از جهان
صدفی دیدم
بر ساحل
آوازخوان رازهای ازل


(از کتاب «عقربه های برنزی»)


*   *   *
پ.ن.
۱. رویکرد فرمالیستی در ترجمه، خواهش متن بوده است که با اولین سطر، بازی زبانی را در زبان مقصد(Now و Know) فراخوان کرد. اصل شعر، با گریز از آرایش ادبی، درونه اش را برجسته کرده اما ترجمه، با توجه به شباهت ظاهری واژه ها به موسیقی اشباع شده ای رسیده است(بهانه ای ناموجه!)؛ در نتیجه می توان «لوگوس» متن اصلی را در ترجمه «آنتی لوگوس» خواند. من از این دیالکتیک استقبال می کنم و منتظر سنتز این فرایند می مانم.

۲. معادلی را که برای واژه ی «ازل» آورده ام از سر ناچاری بوده است. در انگلیسی، نگاه فلسفی به زمان با آن چه که در اندیشه ی شرقی جاری است تفاوت دارد. اگر پیشنهاد قانع کننده ی دیگری برای جایگزینی باشد با طیب خاطر می پذیرم و سپاس می گزارم.

۳. می خواستم روند این تجربه را در سخنرانی ای که در سرای اهل قلم نمایشگاه کتاب امسال داشتم تحلیل کنم اما مجری برنامه (آقای پرویز بیگی) طرح دیگری برای خود داشتند و سخنرانی، عملاْ تبدیل به پرسش و پاسخ شد.