راديومانيا

او که سلام را نفروخت
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٤
 

طاهره صفارزاده

(١٣٨٧-١٣١۵)

دستم می لرزد. باید بلرزد. می خواهد از بسته شدن چشمی بنویسد که با اطمینان می دید. دکتر طاهره صفارزاده. الگوی کامل یک شاعر مستقل. کسی که به شاعران پس از خود اعتماد به نفس داد. شاعر «سفر»ها. طنین در دلتا. «طنین» حرکتی است که شعر او در ذهن من دارد.

بانوی ما، «طاهره»ی ما (دنیا بی طاهره صفارزاده چه ناپاک است..)، در هفتاد و دو سالگی رخت رحلت را بر تن کرد تا «هفتاد و دو»، همچنان نشانه ی اندوه باشد.

بانو! با کلمات خودت وداع می کنم:

سلام     سلام     سلام

سلام نام دلگشای خداوند است

□□□

پ.ن.

از پیام هایی که برای تسلایم فرستادند:

م.مؤید: «چه حریمی... چه حرمتی... چه صادقی داشت طاهره...»

قربان ولیی: «دنیا طاهره ی مکتوم فراوان دارد... که هنوز هست

علی محمد مؤدب: «شب تولد بسم الله است!»

□□□

یادداشتِ «او که سلام را نفروخت» در فیروزه