راديومانيا

تهنیت
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٢
 

دو سه سال پیش ، نیمه شب که از رادیو به خانه بر می گشتم ، جلوی در بسته ی

مسجد ، چند زن را دیدم . میان آنها مادرم را شناختم . جلو رفتم و پرسیدم :

« اینجا چه می کنید ؟ چیزی شده ؟ »

« اومدیم به حضرت فاطمه (س) شاباش بگیم که ماه صفر تموم شد ! »

*     *     *

اگر آن شب برنامه ی زنده ی رادیویی - تهران در شب - نداشتم شاید هرگز با این آیین

آشنا نمی شدم . مادرم ( مانند بسیاری دیگر ) ماه صفر را ماهی سنگین می داند .

ماهی که بوی عزا و مصیبت می دهد . برای من - اما - ( مانند اغلب عقلا ) هیچ روزی

با روزهای دیگر متفاوت نبوده . . ولی امسال که از این ماه ، سخت گزیده شدم برای

دیدن ماه ربیع الاول لحظه شماری می کردم . . .

دیگر تا آمدن روزهای ربیع ، دقایقی بیشتر نمانده است و ماییم و توشه ای پر از امید .

*     *     *

دو سه سال است که در شبی چون امشب ، خواب به چشمم نمی آید . دلم با مادرم

روانه می شود . در بسته ی مسجد را دق الباب می کند و مشتاقانه می گوید :

« بانو ! چشمت روشن ! ماه صفر تموم شد ! »