راديومانيا

ورمونت: شعری از گونتر گراس
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢۳
 

مثلاً سبز/ سبزی در تضاد باسبز

تپه را بالا می خزد سبز و بازاری برای خودش دست و پا می کند

به آواز می رسند این جا/ خانه هایی که سفید شده اند

 

آن که فکر می کند این بالا سبز تازه ای کشف می کند،

مثلاً در اقساطی تا ابد،

هرگز خودش را تکرار نخواهد کرد

 

ابزارها در این جا و آن جا افتاده اند/ همه را سبزی گرفته

گرچه وقتی آهن/ آهن می شد

قرمزترین جزء اش زنگار بوده/ حالا براده اش را می فروشند

 

راهمان را آتش زدیم میان درخت ها

اما سبز تازه/ به زودی زود/ روییده بود

زودتر و سبزتر از مثلاً قرمز

 

وقتی همین سبز نابود شود/ مثلاً پاییز: درخت ها

گیسو می آرایند و مهاجرت می کنند

 

باری در ورمونت بودم/ آن جا سبز است