راديومانيا

این یک نوشته ی مناسبتی است!
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩
 

عادت کرده ایم- حتی اگر از ما نخواهند- «مناسبتی» بنویسیم. رادیویی نویس ها به راحتی و در کمترین زمان ممکن اهلی می شوند و قلم های هدایت شده به دست می گیرند. (خودم را می گویم، به کسی برنخورد!) قرار نیست کسی را غافلگیر کنیم و موجی به حوض آرامش بیندازیم پس مراعات آداب می کنیم و حرمت روزها را نگه می داریم. دوستان هم زحمت ما را کم می کنند و تقویم مناسبتی را همیشه پیشاپیش به ما می دهند. در این تقویم، روزی نیست که بی مناسبت باشد. ماییم و خلاقیتی بی دردسر! بعضی از مناسبت ها، اما، جذابیتی پنهان دارند، مثلاً همین مناسبت «هفته ی کتاب».

۞

زنگ زدند که خودت را برسان، .. که غفلت موجب پشیمانی است! چی شده؟ هیچی! کتابخانه ی رادیو فرهنگ تخلیه می شود! یعنی چه؟ اتاقش را لازم دارند!

به مناسبت هفته ی کتاب، هرکسی چیزی می برد. کتابخانه ای که در دوره ی مدیریت دکتر ترکی «به خون جگر پروریده شده بود» و ما، برنامه سازها بی گاه و گاه در آن از بن بست «محتوایی» می گریختیم؛ به ساعتی نکشیده، دیگر کتابخانه نبود. دیر رسیدم و می خواستم دیر برسم. دیدن قفسه های خالی برایم سخت بود. بخشی از کتاب ها را به خواست دکتر ترکی، من تهیه کرده بودم. شکل گیری و استقرار آن را من و همکارانم لحظه به لحظه به خاطر سپرده ایم. جست و جوی لذت بخش کتابی که کارسازی کند، انتظار برگشت کتابی که لازمش داشتیم (و گاهی بر نمی گشت!)، نوری که از زیر در بسته اش هم به راهرو می ریخت...

حالا هفته ی کتاب بود و هر کس چیزی می برد. کجا می برد؟ می گفتند به دفاتر گروه ها. مهم هم نبود که کجا می برند. به هر حال کتابخانه دیگر نبود. اتاق را لازم داشتند...

۞

بیرون که آمدم  باران می آمد، و چه باران تندی!