راديومانيا

صدایی از گروه همسرایان
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۸
 

پاره ای از شعر الکساندر بلوک

به ترجمه ی سید حسن حسینی

 

...

چه بسیار من و شما می گرییم

بر زندگی مصیبت بار خویش

اما ای دوستان من، کاش ما

سرما و تیرگی روزهای آینده را می دانستیم

...

...

تو ای کودک من، چشم به راه بهار داری

اما هیچ چیز از بهار، چشم های ما را زنده نخواهد کرد

و تو آسمان را صدا می کنی تا آفتاب برآید

اما هرگز آفتابی در آسمان ظاهر نخواهد شد

تو می گریی اما اشک هایت بسان سنگ

فرو می ریزند و می میرند

از زندگانی خویش لذت ببرید

اگر چه بی حرکت تر از آب و کوتاه تر از علف است

آه کاش ما

سرما و تیرگی روزهای آینده را می دانستیم ...

 

                                                          از کتاب «شعر و آینه»