راديومانيا

آوازخوان یا آواز ؟
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ٥:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/۳۱
 

باور کردنی نیست ولی واقعیّت دارد : این جا ، رادیویی از رادیوهای ایران است و این صدای ویگن است ! ، این صدای ایرج است !

خسته شدم از بس به تلفن های دوستان و آشنایان جواب دادم که بله ، درست شنیدید ویگن بود . . . ایرج بود . یکی دو روز است که پخش ترانه های ویگن و ایرج از سوی بخش سیاست گذاری موسیقی صدا و سیما مجاز اعلام شده و گویا ، ابتدا رادیو پیام پیشقدم شده است . همه ذوق زده شده اند و وقت و بی وقت یا ویگن و یا ایرج . .

ο ο ο

می گوید : آب که باشد همه شناگر قابلی هستند !

می گویم : چرا طعنه می زنی ؟ حالا هم که یک کار از روی قاعده انجام شده ،  تلخش می کنی . .

می گوید : کدوم قاعده ؟ چرا از اوّل ممنوع کرده ن ؟

می گویم : خب ، مقتضای شرایط بوده . .

می گوید : فکر نمی کنم شرایط عوض شده باشه . .

می گویم : عوض شده . .

می گوید : خیلی خوشبینی !

ο ο ο

فراموش نکنیم که پخش موسیقی و ایجاد فضایی مترنّم ، از نخستین وظایف رسانگی رادیوست . شنونده ی رادیو ، دوست دارد با شنیدن ترانه ای غیرمنتظره ، شگفت زده شود و از این شگفتی لذّت ببرد . ترانه ها ، دقایق ما را معنی می کنند و روزهای رادیو با چنین دقایقی ست که به خاطرات جمعی بدل می شود .   

ο ο ο

گوشی را برمی دارم . می گوید : حدس بزن رادیو پیام داره چی پخش می کنه .

از آن سوی سیم ، صدای فرامرز اصلانی را می شنوم که می خواند :

« الا ای آهوی وحشی کجایی ؟                    مرا با توست چندین آشنایی »