راديومانيا

chauvinism
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱٧
 

نوار برنامه ای را از مرکز مازندران می شنیدیم به نام روستا در مازندران . برنامه ای با گویش مازندرانی که هر بار ، یکی از روستاهای این منطقه را معرفی می کند . گروه سازنده ی این برنامه می داند که چه می خواهد و برای اجرای خواسته هایش از امکانات بهره ی درستی می برد .

نه من ، نه آقای اردستانی ( صدابردار قدیمی و نامدار رادیو ) و نه آقای فرهنگ جولایی ( تهیه کننده ی قدیمی ) که با هم این برنامه را می شنیدیم با زبان مازندرانی آشنا نیستیم اما به آسانی با برنامه ارتباط برقرار کردیم . مدت یک ساعته ی این برنامه ، زمان مناسبی ست که موقعیت جغرافیایی ، سابقه ی تاریخی و ویژگی های فرهنگی روستایی از روستاهای مازندران به روشنی ترسیم شود . بحث فرم و ساختار این برنامه بماند برای وقت و جای دیگری زیرا قصد من در نوشتن این سطرها معرفی یک برنامه ی رادیویی نیست . آن چه می خواهم بگویم چیز دیگری ست :

برنامه را می شنیدیم که آقای اردستانی دکمه ی pause را زد و گفت که چند ماه قبل مطلبی را در روزنامه ای خوانده است که در آن ادعا شده مازندران و آمازون نسبتی تاریخی دارند !

در آن مقاله گفته شده که در عهد باستان ، زنانی « ناراحت » در مازندران می زیستند که برای حکومت های وقت دردسرساز بودند .حکومت برای دفع شر ، این زن ها را دستگیر و به جایی بسیار دور که همین جنگل های آمازون باشد تبعید می کند و این زن ها ، همان جنگجویان معروف آمازون هستند . .

چگونه می شود این حرف ها را باور کرد ؟ آیا این میهن پرستی متعصبانه ، قابل دفاع است ؟

سن من آنقدر کمتر از سن آقای اردستانی ست که نتوانستم این پرسش ها را برایش طرح کنم . . .