راديومانيا

جیمز جویسی که آدونیس شد !
نویسنده : احمد نادمی - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٩/۱٥
 

Adonis

دیروز رفته بودم نشر ثالث که آدونیس دعوت شده بود برای شعرخوانی و گفت و شنود با شاعران ایرانی . می خواستم دوست نادیده ام ، آقای رضا عامری را ببینم و از اشتباه ناخواسته ای که در روزنامه ی شرق مرتکب شده بود آگاهش کنم . ازدحام بود و نیافتمش .

عامری ، متنی را در صفحه ی آخر شرق یکشنبه ، ۱۳ آذر ، ترجمه و چاپ کرده با عنوانِ بخشی از یک شعر بلند آدونیس . این متن را :

نه ، شرق اینچنین نیست .  زمینى بور است .  سبخ زارى برهنه .  دریاچه اى از آتشفشان . بحر المیت :  نه ماهى اى ،  نه سبزه اى ،  فرو رفته در اعماق زمین . این امواج بادى برنمى انگیزند . این سرب خاکسترى ،  آب - سم گل آلوده. گویند که این آب گوگرد مى باراند . شهرهاى صاف شده :  سدوم ، عموره ، ادوم ، همه شان اسم هاى مرده اند .  بحر المیتى در زمینى میت . خاکسترى عتیق . قدیم اکنون . زاد و رود نخستینیان . نسل نخست . پیرزنى خمیده پشت از محله «کاسیدى» عبور مى کند ،  شیشه اى را از گلوگاه گرفته است . نخست خدا آفرید و سپس سرگشته در انحاء عالم پراکندند ، از اسارتى به اسارتى دیگر . تکثیر مى شوند ، مى میرند و متولد مى شوند در همه جا و آنجا زمین خمیده و محتضر . بى آنکه در توانش باشد تا چیزى بیافریند . میت است . چون پیکر پیرزن . خراب .

آدونیس کتابی دارد به نام تنبا ایها الاعمی . در این کتاب ، شعری هست به نام کونشیرتو تاویل آخر لمخطوطات البحر المیت که شعری ست در بیست و دو بخش . این شعر ، سه پانویس دارد که پانویس سومش ، بخشی از یولیسیز جیمز جویس است با ترجمه ی عربی طه محمود طه . این پانویس که چنین آغاز می شود :

لا ، لیس الشرق هکذا . ارض بور . فیافی عاریه . بحیره برکانیه . البحر المیت : لا سمک ، او اعشاب ، غائر فی عمق الارض . . .

این ، همان متنی ست که عامری ترجمه اش کرده و توصیف جویس از بحر المیت را شعری از آدونیس دانسته . . .