نمایش کتاب

«نمایشگاه کتاب تهران» همیشه یکی از بهترین اتفاق های سال های من بوده است. آشنایان من در این دهه، هر وقت که زنگ می زنند می پرسند: «در نمایشگاهی؟» و فکر می کنند که من زنده ام که اردیبهشت ماه برسد!

امسال که چه محشری است این نمایشگاه!

شاید جای نامناسبی که این دو سه ساله برای نمایشگاه انتخاب شده و البته وضعیت هراسناک راهیابی به آن در امسال (که چهره ای فراموش نشدنی و کریه از ترافیک را در ذهن می نگارد) خبر از کسادی رونق نمایشگاه را بدهد ولی دیدیم و دیدید که واقعیت چیز دیگری است. این جمعیت عجیبی که از اولین ساعات آغاز به کار آن تا پایین کشیدن کرکره اش در این فضای محدود در خودش می پیچد و می پیچد، هر ناظری را شگفت زده می کند. از خریدار و مشتری، همه سر حالند. امسال کتاب های زیادی منتشر شده. نویسنده های ناامید در انبوه امیدواران خوشحال گم شده اند.

خودم هم نمی دانم چرا، ولی این روزها به نویسنده مطرود شعر «کتاب سوزان» برتولت برشت فکر می کنم. اگر این شعر برشت را نخوانده اید، من ترجمه ای را از کتابی که به انگلیسی از شعرهای برشت دارم برایتان می آورم ( و البته توصیه ی اکید می کنم که در پی ترجمه ای که از آلمانی شده باشد باشید):

کتاب سوزان

وقتی حکومت

حکم کرد به سوزاندن کتب ضاله در منظر عام

و در هر جا گاوهای نر را واداشتند که گاری های پربار از کتاب را

بکشند به سوی آتش گاه ها

نویسنده ای مطرود، یکی از بهترین ها،

فهرستِ سوزاندنی ها را بالا و پایین کرد، گشت و گشت

و خشکش زد وقتی که دید کتاب هایش را نادیده گرفته اند

با بال های خشم، هجوم برد به میز کارش

و نامه ای نوشت به ارباب قدرت که

«بسوزانید مرا!»

با قلمی که پرپر می زد نوشت

«آیا کتاب های من همواره حقیقت را ننوشته اند؟

 شما با من چون یک دروغزن رفتار کرده اید!

 بسوزانید مرا!»

از کتاب [Bertolt Brecht, Poems 1913-1956, Routledge, 1987]

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسلم ناظمي

سلام سيد! نمايشگاه تمام شد و روسياهي به ذغال ماند. صبح هيچ وقت منتظر خروس نميشه! تو اين گير و دار من هم بايك شعر كوتاه بازهم چشم به راهم.

میرجعفری

سلام خوشا به حال شما کتابگردان این شعر - ترجمه ی شما هم خیلی زیباست . واقعا

حبیب محمدزاده

فهرستِ سوزاندنی ها را بالا و پایین کرد، گشت و گشت و خشکش زد وقتی که دید کتاب هایش را نادیده گرفته اند

منیره حسینی

سلام دوست شاعر من از پیراهن پرنسس در می آیم تو از لباس شاهزاده فرار می کنی تا در اولین چهارراه زنی کولی از کف دستمان دروغ بردارد دعوتید به خونش و نقد [گل]

نقد کتاب شعر سوره

مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری برگزار می کند. ______________________________________________________ چهارمین نشست نقد کتاب شعر سوره به بررسی مجموعه شعر «بادبادکهای دیار مادری» سرودۀ اصغر معاذی اختصاص دارد. در این نشست آقایان عبدالجبار کاکایی و مصطفی محدثی خراسانی به عنوان منتقد حضور خواهند داشت. این جلسه روز یکشنبه 2 خرداد 89 از ساعت 17 در محل فروشگاه کتاب سوره، واقع در خیابان سمیه – نرسیده به خیابان حافظ - نبش حوزه هنری، برگزار می شود. از علاقه مندان برای شرکت در این نشست دعوت به عمل می آید. ______________________________________________________

محسن

سلام حظ کردیم حظ کردنی! [دست]

ذاود

مدح شبیه ذم یا ذم شبیه مدح؟ یا هر دو؟

ذهن زیبا

وبلاگتون خیلی قشنگ بود لذت بردیم ، اگه میشه یه سری هم به سایت ذهن زیبا بزنید. http://bmind.ir