بی نام

گریه ام می گیرد

 

یلدا

به ذکر نام تو

                  روشن

و من

 الکن

/ 15 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسلم ناظمی

سلام سید! به روزم با چهار مرثیه کوتاه برای روحی بلند.

حمدالله لطفی

دریغ که این زن باستانی شعر اسیر دست پلید یک مترسک بود سلام به خوانش شعر ی دعوت می شوید نظرتان مایه مباهات است

منیره حسینی

سلام خوشحالم شعری از شما خواندم سر بزنید نظرتون برام مهم

من

حس بیچارگی ... چقدر بیچارگی و شکست قشنگه ... البته بعضی وقتها مرغ تسبيح گوي و ما خاموش یاحق

م.ر.ت

در حسرت لبان تو و کودکان تو آب فرات تشنه لب از کربلا گذشت !

شبنمكده

(برو اي زاهد و بر درد كشان خرده مگير) هر كه در ميكده مشغول به كاري باشد جام بشكستن و مي ريختن و خون خواري هست در ميكده تا گريه و زاري باشد

دریاچه ی قو

سید عزیز! سالهاست که شعرهای قشنگت را می خوانم و می شناسمت. اما در این جا،" گنجشک" را سرچ کردم و به تو رسیدم. گنجشکی گم کرده ام سالها، شاید تو باشی. آوازهای کوتاهت را خواندم و لذت بردم...........................راستی سلام!

آریا قلم

با احترام بدینوسیله از شما دوستان گرامی دعوت می شود تا از سایت ادبی آریا قلم دیدن فرمایید، از اشعار زیبا و مطالب مفید آن استفاده و در صورت تمایل اقدام به ثبت نام نمایید. منتظر حضور گرم شما هستیم: سایت ادبی آریا قلم www.ariaghalam.com