شعر پاییز

از اولین تارن

-   -   -

شیرهای کوهستان

خیابان های اکتبر را می غرند

نارنجی   نارنجی   اخرایی   ارغوانی   طلایی

درختان

آتش بازیِ موجاموجی اند

از تارهای چنگ   از تاج های گُل   از عطر

هوا

می لرزد

از کوبش سنج هایِ نور

سلطانی دیوانه   دیوانه

در شهر می تازد  وحشیانه

در بادها می پراکند  گوهرهای به غارت رفته را

زبرجد   عقیق   کهربا

زمرد   نارسنگ   یاقوت

هوش باخته اند پرندگان

از بوی ادویه ها   از دودِ چوب

از هر بام

فرشته ای شیپورزن  می پاشد

شُکوه   شُکوه   شُکوه

انار   انبه   نارنگی   خرمالو

بچه ها   بچه ها  به جای می آورند  آداب را

می هراسانند

شهریانِ به هوش آمده را

ο   ο   ο

( خانم اِولین تارن - شاعر آمریکایی - سال هاست که مجله شعر اپوس ، از فعالان سازمان های صلح است.)

/ 4 نظر / 9 بازدید
داود

سلام،تکرارهای این شعر در زبان انگلیسی اش ، وظيفه ی آهنگين کردن رو داشته؟

سطر سپيد

سلام احمد جان.جات خالی بود شيراز،خيلی از دوستات اومده بودن.

آریا

سلام احمد جان. چه شعر رنگی ای. پر از طراوت و اميد. چيزی که بهش احتياج داريم