دیگان 88

١

حالا حسرتی هستی

حک بر حکایتِ حالا

ای حریر حرف ها!

ای برف!

 

٢

خاموش و ناامید

از پنجره های ناامید و خاموش

رو به روی تلویزیون

به آوازهای قدیمی

آویزانیم

 

٣

چترهای معطل

دستکش های معطل

شال و کلاه معطل

کودکان

در آرزوی تعطیلات سپید

آب می شوند

 

۴

آه های چرک

ابرهای چرک

 

پ.ن.

سینا علیمحمدی به بهانه ی «دیگان ٨٨»، در باره ی موسیقی شعر مطلبی در روزنامه ی جام جم نوشته است. در این عبارتش: «... از اواخر دهه 60 تا همین روزگار، اکنون این حذف موسیقی ابعاد گسترده‌تری گرفته است و ... حتی دامنه‌اش به شعر سنتی و خاصه غزل فارسی نیز کشیده شده است تا آنجا که غزلسرایان امروز بویژه جوان‌ترها اصرار زیادی بر حذف ردیف و همچنین کمرنگ کردن زنگ قافیه با به کار بردن مصوت‌های کوتاه دارند.» نکته ای است قابل تامل. همین عبارت، می تواند مایه ای باشد برای فکر کردن به «وزن شعر» و «موسیقی شعر» و تمایز ظریف این دو.

نوشته ی سینا را این جا بخوانید.

 

/ 23 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

سلام آقا حالا فهمیدم چم شده.. دلتنگ برفم... لذت بردم از هر چارتا

میرجعفری

سلام و عرض ارادت کمی دیر شد.... نیامدید

عصر شعر و ترانه

امور ادبی سازمان فرهنگی‌هنری شهرداری تهران برگزار می‌کند: عصر شعر و ترانه سه‌شنبه، ۶ بهمن ١٣٨٨، ساعت ١۶، فرهنگسرای ارسباران* با حضور شاعران و ترانه‌سرایان مطرح کشور از جمله «عبدالجبار کاکایی»، «سیدعباس سجادی»، «اهورا ایمان» و....؛ و اجرای موسیقی زنده توسط «سروش کریمی»** همراه با اهدای جوایز به آثار برگزیده * پل سیدخندان، خیابان ارسباران، فرهنگسرای ارسباران ** سروش کریمی: خواننده‌ی «اخراجی‌ها٢»، «زن‌ها فرشته‌اند»، «در شهر خبری نیست»، «رئیس» و... جهت کسب اطلاعات بیشتر با تلفن‌های ٢٢٢۶٠٢٨٩ و ٢٢٢۶۴٠۵٧ تماس حاصل فرمائید.

مهرنوش قربانعلي

سلام،گرامي ازشما دعوت مي شود از www.tabsareh.com بازديد نماييد.

رستمی

سلام استاد شعر اول عجیب لذتی داشت مجید سعد آبادی رو دیدم خیلی خیلی سلام رسوند

سودابه امینی

سلام .سر نمی زنید[گل]

حميدرضا شكارسري

سلام و احترام مدت ها بود "احجامي" به اين زيبايي نخوانده بودم . فوق العاده بود اين موسيقي كه ديگر بعد از گذشت چهل پنجاه سال از كارهاي شاملو و رويايي بايد تكراري ملال آور باشد اما نيست و باطراوت مي نمايد هنوز ! در اين شعر ديگر نمي توادن به جايگاه كلمات در ساختارهاي معنايي اشاره كرد و گير داد اما در عوض بايد به جايگاه همان كلمات در ساختار موسيقايي توجه كرد . مثل جايگاه كلماتي مثل نااميد و خاموش تكرارشده در شعر دو يا چرك هاي شعر آخر يا حتي معطل هاي مكرر شعر سه ... به نظر من تنها در شعر اول در فرم موسيقاي شعر افراط شده است و در باقي اشعار اين تعادل خواستني بين فرم و محتوا برقرار شده است خصوصن در شعرهاي دوم و سوم . تازه اين شعرها چندان از كشف هاي معنايي جذاب خالي نيست . مثل توجه ظريفي كه شاعر به برفك تلويزيون و رابطه ي آن با درونمايه ي كلي شعرها داشته است . كه البته كاش از اين توجهات بيشتر وجود داشته باشد نه تنها در اين شعرها بلكه در تمام اشعاري كه با تمايلات آشكار حجمي نوشته مي شوند .

سودابه امینی

دارم اهداف سازمانی را مرور می کنم

مسلم ناظمي

سلام! هر چند بار كه شعرهاي كوتاهتان را مي‌خوانم در برار شان احساس تواضع بيشتري دارم! كاش همه‌مان از شما ياد بگيريم. شعر كوتاه نوشتن را و تواضع را!

من

دوباره سلام . با دقت خواندم ، مسلما شعر مهمیست . مقالهو نظرها را هم خواندم . من خیلی سواد ادبی ندارم ، فکر می کنم یک جور ایهامی هست به اسم تبادر ، درسته ؟ مثل بسیاری از شعرهای سید (مثلا "و با سه شعله گلوگاه راه شيري شكافت" که از این کلمات تیر سه شعبه و گلوی شیر خواره به ذهن ما متبادر می شود ) من یک همچین ایهامی را در بخش سوم شعر کشف می کنم ! اما این کشف ! من یک ایرادی دارد و آن هم کلمه ی "چتر" است ؛ اگر چتر نباشد ، معطلی + شال و کلاه و دستش + سپید + آب شدن = برای من ایماژی از یک آدم برفی را می سازد ... مخصوصا اینکه این بار به جای آدم برفی (به خاطر برف نیامدن) این بچه ها هستند که مثل آدم برفی از جاشان تکاننمی خوردند و مثل آدم برفی آب می شوند ... شعر را یک پارچه دوست دارم . یاحق