آیین جوانمردی

حالا می شود گفت که با بهره گیری از محمل های نوشتاری مدرنی چون «رمان» می توان یک سنتِ ادبی ( سنتِ فرهنگی) را ادامه داد.. و رمان «قیدار» را مثال آورد. این رمان می تواند امتداد و احیاناَ، احیاء سنتِ فتوت نامه نویسی باشد. «فتوت نامه» رساله یا کتابی است که در بابِ منش، عقاید، قوانین، و آدابِ جوانمردان نوشته شده است. (افشاری، مهران. 1382. فتوت نامه ها و رسائل خاکساریه (سی رساله) . پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. ص1) فتوت در میان اهل صنوف مختلف رواج داشته و هر یک از صنوف برای خود فتوت نامه جداگانه ای داشته است (از قبیل فتوت نامه ی معماران، فتوت نامه چیت سازان، فتوت نامه آهنگران، سلمانیان، سقایان،  فتوت نامه قصاب، طباخان و...) «قیدار» نیز از منش، عقاید، قوانین و آداب جوانمردی در صنف ارباب حمل و نقل (البته با تعبیر امروزی «گاراژداری») می گوید اما به اقتضاء محمل نوشتاری اش، یعنی «رمان» از ساختار سنتی فتوت نامه نویسی که مبتنی بر گزاره های اخباری و امری است فاصله می گیرد و قصه می گوید. رضا امیرخانی تکنیک های داستان نویسی را در خدمت درونه ی یک فتوت نامه ی مرسوم به کار گرفته است. او هم منش جوانمردی را پردازش می کند هم آداب و رسوم و باورهایی فراموش شده را به تصویر می کشد، حتی از سلسله الانساب و ریشه شناسی این صنف نیز غافل نمی ماند ... کتاب به هشت فصل و یک موخره تقسیم شده است. فصل های کتاب، در روایتِ قصوی خود، یکی از کنش ها و واکنش های قیدار را برجسته می سازد. این کنش ها، در واقع، اصول فتوت و جوانمردی قیدار است که غیرمستقیم بیان می شوند. اصولی که عموماَ بر مدار «مدارا» قرار دارند. مدارایی که در خود، «تدبیر» و «مدیریت» را دارند. تصمیم های قیدار اوج روایت در هر فصل هستند. تصمیم هایی که بازتاباننده ی بینشی مومنانه است و بر توکل و مشورت پذیری تکیه دارد. نتیجه ی این تصمیم ها همان فتوت نامه ای است که در بطن ماجراهایی که بر قیدار و اطرافیانش می رود نوشته می شود...... 

 

آن چه آمد عباراتی از مروری است که بر «قیدار» رضا امیرخانی نوشتم و در ماهنامه ی داستان منتشر شده است. وقتی که این مرور را می نوشتم مشغول این پرسش آزار دهنده بودم که آیا نویسندگان هم فتوت نامه دارند؟  

/ 10 نظر / 26 بازدید
رها

سلام دوست عزیز مطلب خوبی بود فقط یکم فونتش ریز بود چشمم درد گرفت [چشمک]موفق باشی . بازم بهتون سر میزنم .[گل]

حبیب محمدزاده

سلام . وقتی که این مرور را می نوشتم مشغول این پرسش آزار دهنده بودم که آیا نویسندگان هم فتوت نامه دارند؟ = استفهام انکاری

رستمی

این بحث فتوت نامه رو من شفاهی از شما شنیدم و از همان روز در ذهن من مشغول تفصیل و تحلیل و انطباق با نگاه های خودم هست نمونه اش همان حرف نیمای بزرگ که در آن یکی پنجره ی تماشا کامنت گذاشتم... یا علی

نفحات کهن

سلام ...یک جوری باید قیدار را بخوانم.. فعلا نمی دانم...آن استفهام انکاری از باب چه بود؟

سماع سرخ شیدایان

با "نامی بر شیشه های سرد زمستان تاملی بر مجموعه اشعار محسن پزشکیان" بروزم.

من

سلام. عید مبارک.

درودادرود

ای نام تو شکوفه زده بر زبان من! گل می دمد به یاد لبت از دهان من پیداست در تکلّم نام قشنگ توست وقتی که غنچه می شود ای گل! لبان من

صفحات گرامافون

... در اینجا صفحات گرامافون تمام می­شوند ...

دختر ماه

سلام جناب نقیان. خوشحال می شم به وبلاگ من سری بزنید و من رو از نظرتون بهره مند کنید.

درودادرود

جادوی صدا تو را نخستین بار از رادیوی دو موجِ آیوا شنیدم در پادگانِ شفیع خانی اندیمشک که آمدی و همه ی موجها را به هم ریختی ازآن روز رادیو به لُکنتی ابدی افتاد و من ، سرگشته ی صدای تو تا قله های برفیِ دربندیخان پُل زدم تا از بی سیم ها اسم رمزِ تو را بشنوم !