وینی پوه و بودا

اول این که:

- پوه، بهترین کاری که تو دنیا دوست داری انجام بدی چیه؟

پوه گفت: «خب، بهترین کاری که دوست دارم؟» و بعد مجبور شد بایستد و فکر کند. زیرا اگرچه خوردن عسل یک کار خوب بود اما درست قبل از این که شروع به خوردن کنی یک لحظه هست که در آن تو بهتر از قبل یا بعدش هستی، اما پوه نمی دانست که ان را چه بنامد.

این روزها مشغول خواندن کتابی هستم که مجموعه مقالاتی را با لحنی فلسفی و رویکردی نشانه شناسانه در باره ی «وینی پوه» دارد. وینی پوه (که گاهی «پوه خرسه»، «پوه» و یک باز هم «ادوارد خرسه» نامیده شده)، خرسی است با عقلی اندک اما قلبی بزرگ. او از چیزهای ساده ی زندگی مثل دیدار دوستان ( به خصوص موقع ناهار)، شمردن کوزه های عسل و قدم زدن در جنگل لذت می برد. پوه دوستی باوفا و مطمئن است. این خرس دوست داشتنی را «الن الکساندر میلن» با مجموعه داستانی که در سال ١٩٢۶ به چاپ رساند به دنیای ادبیات معرفی کرد. فکر اولیه ی خلق پوه و دوستانش را «میلن» از اسباب بازی های پسرش، «کریستوفر رابین» (که البته «جغد» و «خرگوش» در میان آن ها نبودند) گرفت. کریستوفر و اسباب بازی هایش با قلم «میلن» از دنیای واقعی به واقعیت های داستانی رفتند. علت نامگذاری «پوه» را «میلن» در فصل اول کتابش چنین آورده:

«بازوهایش خشک و سفت بودند...گاهی بیشتر از یک هفته سیخ در هوا می ماندند و اگر مگسی روی دماغش می نشست، مجبور بود که پوهش (: فوتش) کند. و من فکر می کنم - البته مطمئن نیستم- که برای همین او را «پوه» صدا می کردند.»

«وینی پوه» فلسفه ی ساده ای برای زندگی دارد که بی شباهت به «ذن» نیست. او که شخصیت آرام و مثبتی دارد، با جریان عادی زندگی پیش می رود و اگر با مشکلی رو به رو شود، بی هیچ نگرانی و تشویشی عملی ترین راه حل را پیدا می کند. او مثل یک سنگ بزرگ است که دوستانش در هنگام مشکلات به او تکیه می کنند و مانند یک حکیم بودایی قدر چیزهای کوچک زندگی را می داند. بزرگترین عیب او این است که خود را دست کم می گیرد.

پوه با چاپ کتاب های میلن جای خودش را در فضای ادبی باز کرد و اقتباس های رادیویی و تلویزیونی و تئاتری بسیاری از آن ارائه شد. اما حقیقت این است که شهرت «وینی پوه» مدیون کمپانی دیسنی است و اگرچه تصویرسازان مشهوری چون جی ایچ دود، رجینالد بیرچ، ای ایچ شپرد و ... در کتاب ها و مجلات مختلف تصویرگر پوه بوده اند ولی تصویری را که ما با شنیدن نام این خرس دوست داشتنی به ذهن می آوریم تصویری است که فیلم های دیسنی برای ما ساخته اند.

* * *

اما بعد:

نیلوفری بر آب

بودایی در خواب

.. و سایه بازی آفتاب

 

هجدهم آوریل در تقویم ژاپنی «هاناماتسوری» نامیده می شود، روز جشن گل به مناسبت زادروز گواتما سیذارتا (بودا). زادروز بودا در کشورهای دیگر، روزهای دیگری است. اما امروز بیست ویکم آوریل است و این بهانه ی ژاپنی برای من کافی است که درنگی کنم.

/ 10 نظر / 8 بازدید
مسیح

سلام میلاد بودا مبارک.

مسیح

سلام و دست مریزاد خب این کتاب را از کجا بخریم؟ همین چند سطر هم لذیذ است . پیروز باشید

دریاچه ی قو

استاد عزیز! لذت بردم از خواندن این پست زیبا. خجالت می کشم به خواندن یک دوبیتی دعوتت کنم!!!.........راستی سلام!

صدیقه حسینی

دستم به بند بند این چارپاره ها بند است.... برایت حرف دارم پس برایم حرف خواهی داشت.... به روزم و منتظرت!

منیره حسینی

سلام و ایام خوش می ترسم هربار به کنجی پناه می برم دهانم را با دستهایم می بندم تا دست هایش بادود سیگاربلند نشود دعوتید شاعر ,وحضورتون باعث دلگرمیست

محمود سنجری- سینا

سلام با این پست صبح خوبی را آغاز کردم ...با جناب پو به لطف نیکا خانم آشنایی شدید دارم...در نمایشگاه انشالله شما را زیارت کنیم و قبلش نمی دانم کجا...نفحات کهن هم بروز شد

مهراسا

سلام خیلی خوب بود تصاویرتان را برایم ایمیل کنید